سفرنامه آنتالیا

15 شهریور 1397 ساعت :19:30 2621
سه روز رویایی در بهشت روی زمین، آنتالیا!

سفرنامه آنتالیا

همیشه می‌شنیدم که می‌گن آنتالیا (Antalya) بهشت روی زمینه! به خاطر همین خیلی دلم می‌خواست یک سفر کوتاه چند روزه به آنتالیا داشته باشم و بهشت روی زمین رو از نزدیک ببینم و لمس کنم. چند سالی می‌شد که هوای رفتن به آنتالیا به سرم زده بود ولی خب نمی‌تونستم فرصت مناسبی پیدا کنم. اما بالاخره وقتش رسید! من و دوستم برنامه سفرمون رو چیدیم و با همدیگه به این مسافرت رفتیم. سفر ما زیاد طولانی نبود و فقط 3 روز توی آنتالیا بودیم، اما باید بگم سه روز فوق العاده رو توی این شهر بی نظیر گذروندیم. می‌دونم که برنامه ریزی سفر به یک شهر یا کشور دیگه خیلی سخته، به خاطر همین موضوع می‌خوام همه اطلاعات خودم در مورد آنتالیا رو با شما در میون بذارم. شما هم می‌تونید با استفاده از این سفرنامه آنتالیا اطلاعات مورد نیازتون رو به دست بیارید، تور آنتالیا خودتون رو رزرو کنید. من سفرنامه خودمون رو توی دفترچه یادداشتم نوشتم و الان می‌خوام همه جاهایی که رفتیم رو به شما معرفی کنم، تا شما هم بتونید برنامه سفر خودتون رو بچینید. پس اگه شما هم می‌خواید به بهشت رو زمین برید، این سفرنامه رو تا آخر بخونید. راستی تا یادم نرفته بهتون بگم که رزرو تور لحظه آخری آنتالیا بهترین گزینه برای داشتن سفری با قیمت مناسبه.

سفرنامه آنتالیا

بهترین زمان سفر به آنتالیا

از اونجایی که من می‌دونستم زمستون‌های ترکیه سرد و بارونی می‌شن، سفرمون رو توی تابستون برنامه ریزی کردیم تا بتونیم همه جاذبه‌های زیبای آنتالیا رو ببینیم و لذت ببریم. ولی نباید این رو هم نادیده بگیریم که توی تابستون تور آنتالیا واقعا گرون‌تر از بقیه فصل‌ها می‌شه. دلیل این گرونی آب و هوای آنتالیاست. توی فصل زمستون آنتالیا سرد می‌شه و بارندگی زیادی هم داره، به خاطر همین قیمت تور توی فصل زمستون از بقیه فصل‌ها ارزون‌تره. ولی خب خیلیا به خاطر هوای خوب آنتالیا توی فصل تابستون، ترجیح می‌دن که تابستون رو انتخاب کنن، ما هم جزء همین دسته افراد بودیم.

فرودگاه‌های آنتالیا

خب اول از همه باید از لحظه ورود به فرودگاه شروع کنم. برای این که به آنتالیا بریم می‌تونستیم از دو فرودگاه آنتالیا (Antalya Airport) و فرودگاه اسپارتا (Isparta Süleyman Demirel Airport) استفاده کنیم. فرودگاه آنتالیا فرودگاه اصلی این شهره ولی خب از فرودگاه اسپارتا که 140 کیلومتر از آنتالیا فاصله داره هم می‌شه استفاده کرد. به هر حال من و دوستم فرودگاه آنتالیا رو انتخاب کردیم. وقتی به فرودگاه رسیدیم اول از همه سراغ گرفتن ویزای تورسیتی خودمون رفتیم که کاملا رایگان بود و سه ماه اعتبار داشت. این فرودگاه دقیقا توی شهر آنتالیاست و به راحتی می‌تونید از وسایل نقلیه عمومی استفاده کنید و به هر جایی که می‌خواید برید. ما سوار تاکسی شدیم و باید بگم که بعدش پشیمون شدیم؛ چون که واقعا تاکسی‌های این شهر گرون بودن و اصلا صرف نمی‌کرد که بخوایم با تاکسی شهر آنتالیا رو بگردیم. ولی خب فقط آنتالیا اینجوری نیست و همه شهرهای ترکیه تاکسی‌های گرونی دارن. ما از فرودگاه مستقیم به سمت هتلمون رفتیم که هم وسایلمون رو توی اتاق بذاریم و هم یکم استراحت کنیم. آنتالیا هتل‌های زیادی داشت که می‌تونستیم از بین اونا بهترین هتل یا ارزون‌ترینشون رو انتخاب کنیم؛ ولی خب من و دوستم تصمیم گرفته بودیم که به یک هتل لوکس و 5 ستاره بریم. به خاطر همین همه هتل‌های سطح پائین و ارزون قیمت آنتالیا رو کنار گذاشتیم و یکی از هتل‌های لوکس رو رزرو کردیم که دقیقا توی قلب آنتالیا ساخته شده بود.

روز اول اقامت در آنتالیا

بیاید از اولین روزی که به آنتالیا رسیدیم شروع کنیم. وقتی به آنتالیا رسیدیم اول از همه به هتل رفتیم، وسایلامون رو توی اتاق گذاشتیم و کمی استراحت کردیم. خیلی خسته شده بودیم و می خواستیم یکی دو ساعتی بخوابیم. بعد از این که خستگیمون در رفت و از خواب بیدار شدیم، دیگه وقت رو تلف نکردیم و به طرف یکی از جاذبه های گردشگری آنتالیا راه افتادیم. اولین جایی که سراغش رفتیم، شهر قدیمی کالیچی (Kaleiçi Old City) بود. ما توی یک تور پیاده روی از آنتالیا به کالیچی ثبت نام کردیم. کالیچی یک شهر قدیمی تماشایی بود که قلب شهر مدرن آنتالیا رو تشکیل می‌داد. وقتی پیاده روی شروع شد، فکرمون رو از هر چیز دیگه‌ای بجز گردش توی آنتالیا خالی کردیم؛ فقط و فقط به خیابون‌های چشم نواز اون منطقه خیره شده بودیم؛ نسیم ملایمی که صورتمون رو نوازش می‌کرد خیلی دلنشین بود؛ رو به روی یک چای خونه سنتی قدیمی وایسادیم و یک لیوان چای ترکی خوردیم، می‌تونم بگم بهترین چای بود که تو تموم عمرم خورده بودم؛ از جلوی مغازه‌های سوغاتی زیادی رد شدیم و چندتا سوغاتی هم خریدیم؛ غرق شکوه و زیبایی مناره کسیک (Kesik Minare) شدیم؛ خلاصش رو بگم دو سه ساعتی رو توی این مسیر کم نظیر گذروندیم. یکی از ساختمون‌هایی که توی کالیچی نظرمون رو به خودش جلب کرد، مناره ییولی (Yivli Minare) بود. شکوه و زیبایی این مناره همه کسایی که اونجا بودن رو به خودش خیره کرده بود. وقتی به مناره ییولی نگاه می‌کردیم، می‌تونستیم معماری دوره سلجوقی رو ببینیم. این مناره یک پایه مربع با ساختمونی هشت ضلعی داره، که ما پیشنهاد می‌کنیم اگر به آنتالیا رفتید حتما به دیدن این مناره برید. جاذبه بعدی که ما رو به سمت خودش کشوند، دروازه هادریان (Hadrian's Gate) بود. این دروزاه هم توی منطقه تاریخی کالیچی قرار داره. دروازه هادریان اصلی‌ترین دروازه ورودی به منطقه قدیمی کالیچه. این دروازه از سنگ مرمر ساخته شده، و با مجسمه‌های خیلی زیبا و با شکوهی تزئین شده. دروازه هادریان اونقدر زیبا بود که برای چند لحظه‌ای مات و مبهوت مونده بودیم. خب می‌بینید که منطقه کالیچی خودش یک روز زمان لازم داره تا همه جاذبه‌هاش رو بگردید. ولی ما زمان زیادی نداشتیم و به خاطر همین خیلی وقتمون رو توی منطقه کالیچی نگذروندیم. بعد از این جاذبه‌های تاریخی، تصمیم گرفتیم به یک جاذبه طبیعی بریم و از طبیعت آنتالیا لذت ببریم. خب به پارک کارالیوگلو (Karaalioğlu Parkı) که یک پارک ساحلیه رفتیم. بوی گل‌ها ما رو مست کرده بود و صدای دریا آرامش خاصی بهمون می‌داد. اونجا چندتا کافه هم بود که تونستیم آب و ساندویچ بخریم که حسابی هم گرسنمون شده بود. دو سه ساعتی رو هم توی این پارک و ساحل مرمرلی که درست کنار پارک قرار گرفته گذروندیم. دیگه حسابی خسته شده بودیم و به خاطر همین به سمت هتل رفتیم تا استراحت کنیم. توی مسیر هتل یکم خوراکی هم خریدیم. وقتی به هتل رسیدیم اول دوش گرفتیم و بعد رفتیم سراغ خوراکی‌هایی که توی راه خریده بودیم. همینطور که خوراکی‌هامون رو می‌خوردیم شروع کردیم به بازی کردن. اسم فامیل بازی کردیم. بعد نوبت به پاسور و حکم بازی کردن رسید. بعدش هم کمی پانتومیم اجرا کردیم. دیگه ساعت حدودای ۳ نصف شب بود که تصمیم گرفتیم بخوابیم و استراحت کنیم تا بتونیم صبح زود سر حال از خواب بیدار شیم و به یکی دیگه از جاذبه های توریستی آنتالیا بریم.

سفرنامه آنتالیا - شهر قدیمی کالیچی

روز دوم گردش در آنتالیا

صبح روز دوم با آفتابی که از پنجره اتاق رومون می‌تابید از خواب بیدار شدیم. حاضر شدیم و خودمون رو به صبحونه ترکی هتل رسوندیم تا بعد از صبحونه به طرف یکی دیگه از جاذبه های آنتالیا بریم. ما چیزای زیادی در مورد صبحونه‌های ترکی شنیده بودیم. به خاطر همین نمی‌خواستیم از دستش بدیم. پس خودمون رو به صبحونه رسوندیم و هر دوتامون عاشق این صبحونه شدیم. صبحونه ترکی یک صبحونه کامل و مقوی بود. بهتون پیشنهاد می‌کنم اگه شما هم می‌خواید به هر شهر ترکیه برید حتما صبحونه‌های ترکی رو امتحان کنید. اگه شما هم این صبحونه رو امتحان کنید بدون شک عاشق اون می‌شید. توی روز دوم اولین جایی که رفتیم موزه آنتالیا بود. این موزه یکی از بهترین موزه‌های ترکیه به حساب میاد. اگه شما هم مثل ما عاشق جاهای تاریخی و قدیمی هستید، موزه باستان شناسی آنتالیا یکی از بهترین جاهاییه که می‌تونید برید و با تاریخ این شهر کمی آشنا بشید. ما چیزی حدود دو ساعت توی این موزه بودیم، اما بازم نتونستیم همه جاهای موزه رو به طور کامل بگردیم. چون وقتمون خیلی کم بود و می‌خواستیم جاهایی که برنامه ریزی کردیم رو حتما بگردیم. اگه نوبتی هم بود نوبت به چشمه‌هایی رسید که خیلی وقت بود تعریفشون رو از این و اون شنیده بودم. چشمه‌های کارست (Karst spring) یا چشمه‌های آهکی یکی از جاهاییه که آنتالیا رو به بهشت روی زمین تبدیل کرده. این آبشارها نزدیک آنتالیا قرار دارن. چشمه‌ها و آبشارهای آهکی بین گردشگرا محبوبیت زیادی دارن، بهتون قول میدم اگه شما خودتون از نزدیک این آبشارها رو ببینید، عاشقشون می‌شید! ما به این چشمه‌ها و آبشارها رفتیم و برای چند ساعتی از شلوغی و سر و صدای شهر دور شدیم. می‌تونم به جرعت بگم یکی از بهترین جاهایی بود که توی عمرم رفتم.

سفرنامه آنتالیا - چشمه های کارستی

حالا دیگه نوبت شکم گردی بود چون من یکی که دیگه طاقت نداشتم و حسابی گرسنم شده بود. وقتی تونستیم از آبشارهای کارست دل بکنیم و به مرکز شهر آنتالیا برگردیم، به رستوران پاشا بی کباپچیسی (Paşa Bey kebapcisi Restaurant) رفتیم. به شما هم پیشنهاد می‌کنم حتما به این رستوران سری بزنید و از کباب‌های خوشمزه اون امتحان کنید. من و دوستم که واقعا عاشق کباب‌های رستوران پاشا بی کباپچیسی شدیم و الان که دارم راجبش می‌نویسم بازم دلم میخواد برم و از اون کباب‌های لذیذ بخورم. بعد از این که غذامون رو خوردیم، وقت رو تلف نکردیم و به غار کارائین (Karain Cave) رفتیم. این غار نزدیک منطقه دوسم آلتی قرار داره. من و دوستم همیشه عاشق جاهای تاریک و پر رمز و راز بودیم، به خاطر همین هم غار کارائین رو توی لیست گردشمون نوشتیم. من شنیده بودم که آدم‌های ما قبل تاریخ توی این غار زندگی می‌کردن و دوست داشتم که محل زندگی اونا رو از نزدیک ببینم. چیزی که دیدیم با چیزهایی که درباره غار کارائین شنیده بودیم، زمین تا آسمون فرق داشت! این غار واقعا بی نظیر بود. بعد از اینکه از غار کارائین برگشتیم حسابی خسته شده بودیم و دیگه باید به هتل می‌رفتیم تا یکم استراحت کنیم. شام که نخورده بودیم و حسابی گرسنمون شده بود، پس توی راه کمی خوراکی و دوتا سانویچ خریدیم تا توی اتاقمون شاممون رو بخوریم. بعد از دوش گرفتن و خودن شام، سریع به تخت خواب‌هامون رفتیم تا خوب استراحت کنیم.

سفرنامه آنتالیا - غار کارائین

روز سوم گشت و گذار در آنتالیا

باورم نمی‌شد که دیگه روز آخره و باید هر چقدر می‌تونستیم از زمان استفاده می‌کردیم تا بتونیم جاهای بیشتری رو بگردیم. دوستم خیلی از آبشار دودن (Düden Waterfalls) تعریف می‌کرد و می‌گفت که یکی از بهترین جاهاییه که می‌تونیم بریم. خب منم به حرفش گوش دادم و به آبشار دودن رفتیم. توی راه که داشتیم می‌رفتیم با خودم فکر می‌کردم، خب یک آبشار سادس دیگه، ولی وقتی به اونجا رسیدیم واقعا غافلگیر شدم. آبشار دودن در واقع چندتا آبشار کنار هم بود که منظره‌ای کم نظیر درست کرده بودن. هر چقدر هم که من از این آبشار تعریف کنم، باز هم کم گفتم و شما خودتون باید از نزدیک آبشار دودن رو ببینید. راستش رو بگم اولش دلم نمی‌خواست به این آبشار برم، چون روز قبلش هم به آبشار کارستی رفته بودیم، اما وقتی که به اونجا رسیدیم و چند ساعتی رو اونجا گذروندیم، دیگه دلم نمی‌خواست به مرکز شهر برگردم. اما خب چاره‌ای نداشتیم و باید از زمان کمی که برامون باقی مونده بود استفاده می‌کردیم و جاهای دیگه شهر آنتالیا رو هم می‌گشتیم.

سفرنامه آنتالیا - آبشار دودن

رودخونه و آبشار ماناوگات (Manavgat Waterfall) آخرین جایی بود که رفتیم. پیشنهاد می‌کنم اگه به آنتالیا رفتید، حتما به رودخونه ماناوگات (Manavgat River) هم سری بزنید. ما سوار قایق‌های بادی رودخونه شدیم، و می‌تونم به جرعت بگم که زیبایی و شکوه منظره کوهستانی اونجا ما رو به خودش خیره کرده بود؛ و صدای آب رودخونه آرامش خاصی به ما می‌داد. بعد از این که حسابی کنار رودخونه گشتیم به رستوران کنار رودخونه هم سری زدیم. اسم این رستوران، داتومن بود که غذاهای محلی خوشمزه‌ای سرو می‌کرد. بعد از این که غذامون رو خوردیم دیگه وقت رفتن رسیده بود. سفر سه روزه ما تموم شد و ما باید به هتل می‌رفتیم تا زودتر وسایلمون رو برداریم و به سمت فرودگاه بریم. وقتی به فرودگاه آنتالیا رسیدیم دلم خیلی گرفته بود، چون سه روز واقعا برای گشتن توی شهر آنتالیا کم بود و اصلا دلم نمی‌خواست که برم؛ ولی دیگه چاره‌ای نداشتیم و باید برمی‌گشتیم. اما حتما دوباره به آنتالیا برمی‌گردم!

سفرنامه آنتالیا - رودخانه و آبشار ماناوگات

این همه خاطرات من از سفر به آنتالیا و در واقع همون سفرنامه من بود. امیدوارم اطلاعاتی که بهتون دادم بتونه به شما کمک کنه تا سفر خودتون رو برنامه ریزی کنید و از دیدن بهشت روی زمین نهایت لذت رو ببرید. اگه می‌خواید اطلاعات بیشتری در مورد آنتالیا داشته باشید، می‌تونید راهنمای سفر به آنتالیا رو بخونید. اگه قصد سفر به آنتالیا رو دارید، من بهتون تور ارزان آنتالیا رو پیشنهاد می‌کنم که بهترین چیزیه هر کسی لازمش داره. اگه می خواید با خیال راحت تور آنتالیا ارزان خودتون رو رزرو کنید، توریاب بهترین گزینه شماست.

امتیاز 5 از 5 | از بین 2621 امتیاز دهنده به سفرنامه آنتالیا

نظرات کاربران

شما می توانید نظر خود را برای ما بنویسید

بنر های تبلیغاتی

لست تورز

مشاهده بیشتر

جاذبه های آنتالیا

مشاهده بیشتر

هتل های آنتالیا